“بسم الله الرحمن الرحیم”

در ادامه بحث گذشته که پیرامون در امان بودن از آلودگی ها در عالم اسلام بود سخن مى گفت و هشدار مى داد در این فراز سپس امام(علیه السلام) هشدار دیگرى در مورد آزمایشهاى الهى که در حکومت او و در تمام طول زندگى در پیش دارند مى دهد; و بحث گذشته را پیرامون امتحان و مرکبهاى تقوا و گناه، به وسیله آن تکمیل مى کند، مى فرماید: «همیشه حق و باطلى وجود دارد و براى هر کدام اهل و طرفدارانى است» (حَقّ وَ باطِل، وِ لِکُلٍّ اَهْل).

آرى صحنه زندگى بشر از روز نخستین آفرینش میدان جولان این دو گروه بوده است و داستان مبارزه آنها با یکدیگر چنان طولانى است که تمام طول تاریخ را فرا مى گیرد و سخن در این رابطه بسیار است; ولى امام(علیه السلام) از میان همه آنها انگشت روى یک نکته گذارده، مى افزاید: «اگر باطل حکومت کند جاى تعجّبنیست، از دیر زمانى چنین بوده است!» (فَلَئِنْ اَمِرَ الْباطِلُ لَقَدیماً فَعَل).

«و اگر حق و پیروانش کم باشند (نگران نباشید) چه بسا افزوده گردند و بر لشکرباطل پیروز شوند!» (وَلَئِنْ قَلَّ الْحَقُّ فَلَرُبَّما وَ لَعَلَّ).

داستان «حق و باطل» و مبارزه این دو با یکدیگر در طول تاریخ انسانى و ابزار اینمبارزه و نتایج آن، داستان بسیار دامنه دارى است که در شرح خطبه هاى دیگر کهتناسب بیشترى با این موضوع دارد به خواست خدا خواهد آمد. آنچه در این جا لازم است بر آن تکیه شود و نظر مولا امیرمؤمنان على(علیه السلام) در این عبارت نیز متوجّه آن است، این است که نه کثرت طرفداران باطل باید انسان را به وحشتبیندازد و نه کمى طرفداران حق او را مأیوس کند; چرا که غالباً در طول تاریخ حامیانباطل فزونى داشته اند و بسیار شده که گروه اندک طرفداران حق بر انبوه حامیان باطل پیروز شده اند; همان گونه که قرآن از زبان پیروان «طالوت»، فرمانده لشکربنى اسرائیل، مى گوید: «کَمْ مِنْ فِئَه قَلیلَه غَلَبَتْ فِئَهً کَثیرَهً بِاِذْنِ اللهِ; چه بسیارگروه هاى کوچکى که به فرمان خدا بر گروه هاى عظیمى پیروز شدند»!(۳)

همین معنا در قالب دیگرى در آیه دیگر به روشنى بیان شده است، مى فرماید: «قُلْ لا یَسْتَوِى الْخَبیثُ وَ الطَّیِبُ وَ لَوْ اَعْجَبَکَ کَثْرَهُ الْخَبیثِ; بگو (هیچ گاه) ناپاک و پاکمساوى نیستند، هر چند فزونى ناپاکها تو را به شگفتى اندازد»!(۴)

ادامه مبحث گناهان همچون اسب های سرکش اند!

همین معنا در خطبه هاى دیگر نهج البلاغه با صراحت تمام نیز آمده است; چنان که درخطبه ۲۰۱ مى خوانیم: «اَیُّهَا النّاسُ لا تَسْتَوْحِشُوا فی طَریقِ الْهُدى لِقِلَّهِ اَهْلِهِ;اى مردم در طریق هدایت (و حق و حقیقت) از کمى نفرات هرگز وحشت نکنید»!

ولى باید توجّه داشت که این فزونى نفرات نه دلیل حقّانیّت است و نه پیروزى و نجات; بلکه در منطق قرآن و احادیث اسلامى و منطق صاحبنظران، مدار بر کیفیّتاست نه کمیّت و به همین دلیل حکومت هاى باطل که از میان مى روند همه آثارشان محو مى شود و جز نام ننگینى از آنها باقى نمى ماند; ولى برکات و آثارى که از حکومتهاى حق و انبیا و اولیاء الله باقى مانده تا پایان جهان برقرار است.

در هر حال صحنه مبارزه حق و باطل و فزونى لشکر باطل در واقع یک آزمون الهىاست که افراد حق طلب و حق جو در این میان شناخته شوند. آنها که همرنگجماعتهاى باطل نمى شوند و نان را به نرخ روز نمى خورند و روح تقوا و پرهیزگارىآنها را به سوى حق مى برد ـ هرچند حق در اقلیّت باشد ـ و این داستان مفصّلى دارد که بازهم به آن خواهیم رسید.

دوّمین نکته اى که امام(علیه السلام) در این جا بر آن تأکید مى فرماید آن است که در جمله کوتاه آخر این فراز آمده، مى گوید: «(فرصتها را از دست ندهید چه این که) کمتر مى شود چیزى پشت کند و بار دیگر باز گردد!» (وَلَقَلَّما اَدْبَرَ شَىْء فَاَقْبَل).

البتّه اعتقاد همه مسلمانان اعمّ از شیعیان و غیر آنها بر این است که سرانجام باظهور مهدى(عج) لشکر حق پیروز مى گردد و باطل براى همیشه منزوى مى شود و حکومت عدل الهى سراسر جهان را فرا خواهد گرفت.

مطابق بعضى از روایات در ذیل همین خطبه جمله اى از امام صادق(علیه السلام) از امیرمؤمنان على(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «وَ بِنا فُتِحَ لابِکُمْ وَ مِنّا نُحْتَمُ لابِکُمْ; برنامه حکومت حق با ما آغاز شد (اشاره به عصر پیامبر است) و با ما پایان مى گیرد نه با شما (اشاره به ظهور حضرت مهدى(عج) است)!».

«ابن ابى الحدید» پس از ذکر این جمله با صراحت مى گوید: غالب محدّثان معتقدند که حضرت مهدى(عج) که در این حدیث به او اشاره شده در آخر الزّمان ظهور مى کند و از فرزندان فاطمه(س) مى باشد و یاران ما (معتزله) آن را انکار نمى کنند.(۵)

به هر حال جمله بالا اشاره به این است که فرصتها را از دست ندهید و اکنون که همه چیز براى اجراى عدالت و حکومت حق در جامعه اسلامى فراهم شده در دام وسوسه هاى «شیاطین جن و انس» گرفتار نشوید! و از توطئه هاى خودکامگانىکه منافع نامشروعشان به خطر افتاده بر حذر باشید! چرا که اگر این فرصتها از دست برود بازگشتش به آسانى ممکن نیست! و تاریخ زندگى امام(علیه السلام) هم نشان مى دهد که چنین شد که مردم عصر او از این هشدار پند کافى نگرفتند; فرصتها را از دست دادند; آن روز که لشکر شام در آستانه شکست کامل قرار داشت فریب نیرنگ «عمر و عاص» را خوردند که سرانجام به حکومت «بنى امیّه» و «بنى مروان»، حکومت سیاه و تاریکى که در تاریخ کم نظیر بود، منتهى شد و «حجّاج ها» دمار از روزگار آنها برآوردند.

“اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم”