غروب اربعین آقا بود…  حدوداً ساعت یک شب از حرم امام حسین علیه‌السلام اومدم تو بین الحرمین…. باران ملایمی میبارید…

حس خیلی خوبی بود ، اون شب تو بهشت… چند ساعتی تا اذان صبح تو دریایی از عشق و ارادت شنا می کردم!

جای همه دوستان خالی بود….

یک شب بارانی بین الحرمین… مداحی شعر زیبایی خوند و دل همه رو آتیش زدن 🙁

بی وفا بارون… بی وفا بارون… جات خالی بود کرب و بلا بارون 🙁

یک شب بارانی در بهشت

مطالب مرتبط

یک دیدگاه برای “یک شب بارانی در بهشت”

  1. سلام
    دل نوشته ی شما در سایت گلستان بلاگ منتشر شد
    http://golestanblog.ir/%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA/
    موفق و پیروز باشید
    یا علی

  2. بی وفا بارون… بی وفا بارون… جات خالی بود کرب و بلا بارون

پاسخی بگذارید