نشریه افسران شماره نهم

به حول و قوه الهی شماره نهم از منتشر شد.

نشریه افسران شماره نهم
در این شماره مطالب کاربردی و مفیدی درج شده است که می تواند به عنوان مرجع استفاده شود
همچنین مصاحبه اختصاصی این شماره با کاربر @radiomighat انجام گرفته که پیشنهاد میکنیم بخوانید
لطفا با نظرات ، پیشنهادات و انتقادات خود مارا در بیشتر شدن کیفیت نشریه همراهی کنید.

دانلود همین نشریه با حجم ۱٫۸ مگابایت از: bayanbox.ir/id/91782

پی نوشت :

در تفسیر روح البیان نقل شده است : در شهرى سه برادر بودند که برادر بزرگ ده سال مؤ ذن مسجدى بود که روى مناره مسجد اذان مى گفت ، و پس ‍ از ده سال از دنیا رفت . برادر دومى هم چند سال این وظیفه را ادامه داد تا عمر او هم به پایان رسید. به برادر سومى گفتند: این منصب را قبول کن و نگذار صداى اذان از مناره قطع شود، قبول نمى کرد.
گفتند: مقدار زیادى پول به تو خواهیم داد! گفت : صد برابرش را هم بدهید من حاضر نمى شوم .
پرسیدند: مگر اذان گفتن بد است ؟ گفت : نه ، ولى در مناره حاضر نیستم . علت را پرسیدند، گفت : این مناره جایى است که دو برادر بدبخت مرا بى ایمان از دنیا برده ؛ چون در ساعت آخر عمر برادر بزرگم بالاى سرش ‍ بودم و خواستم سوره یس بخوانم تا آسان جان دهد، مرا از این کار نهى مى کرد.
برادر دومم نیز با همین حالت از دنیا رفت . براى یافتن علت این مشکل ، خداوند به من عنایتى کرد و برادر بزرگم را در خواب دیدم که در عذاب بود.
گفتم : تو را رها نمى کنم تا بدانم به چه دلیل شما دو نفر بى ایمان مردید؟ گفت : زمانى که به مناره مى رفتیم ، با بى حیائى نگاه به ناموس مردم درون خانه ها مى کردیم ، این مساءله فکر و دلمان را به خود مشغول مى کرد و از خدا غافل مى شدیم ، براى همین عمل شوم ، بد عاقبت و بدبخت شدیم

روایتها و حکایتها ص ۱۰۵ – داستانهاى پراکنده ۱/ ۱۲۳